با هم بزرگ شدیم...
با هم خندیدیم به همه ی رازها و حرف های در گوشی و غیبت ها....
با هم پشت نیمکت اون دو تا نشستیم و نگاه کردیم و نخودی خندیدیم...
با هم برای کنکور خوندیم و گند زدیم....
با هم ابرو برداشتیم....
با هم زیبا شدیم ....
با هم پرده از اولین عاشق شدنمون برداشتیم....
با هم برای شکستن دل هامون گریستیم....
با هم بزرگ شدیم....
با هم به هم امید دادیم و ادامه دادیم....
با هم نگرانی ها رو تحمل کردیم...
با هم از شادی در پوست خود نمی گنجیم....
و من نیستم نیستم نیستم....
و نمی دونم چه طوری بهت بگم که نمی تونم در جشن عروسیت باشم