یکی از عزیزترین و قدیمیترین دوستام امشب عروسیشه. با اون یکی عزیزترین دوستم توی آرایشگاه بودن و داشتن واسه ی عروسی آماده می شدن. و همه ی دوستای گل قدیمی امشب دور هم جمعن. اونم نه توی کافی شاپ کارین ، بلکه توی عروسی مهتاب. من چرا نیستم اونجا خداااااااااااااااااااااااااا؟
حالا من با چه زبونی به این پروف جونگ ونده بفهمونم که الان اعصاب ندارم هی نگه ریزالت ریزالت؟؟؟؟؟؟